بیست گفتار - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣
آن طور که روغن زیت زنگار را میزداید . معاویه گفت : حاجتی داری ؟ گفت : هر چه بگویم میدهی ؟ گفت : میدهم . گفت : صد شتر سرخ مو بده . گفت : اگر بدهم آن وقت در نظر تو مانند علی خواهم بود ؟ گفت : ابدا . معاویه دستور داد صد شتر همان طور که خواسته بود به او دادند و به او گفت : به خدا قسم اگر علی زنده بود یکی از اینها را به تو نمیداد . او گفت : به خدا قسم یک موی اینها را هم به من نمیداد ، زیرا اینها مال عموم مسلمین است . عدی بن حاتم طایی یکی از کبار صحابه و از علاقهمندان و شیفتگان مولای متقیان است . این مرد در اواخر عمر رسول خدا ( ص ) اسلام آورده و اسلامش نیکو شد ، در زمان خلافت علی ( ع ) در خدمت آن حضرت بود و سه پسرش به نام طریف و طرفه و طارف در رکاب آن حضرت در صفین شهید شدند . بعد از شهادت علی و استقرار خلافت برای معاویه ، اتفاق افتاد که بر معاویه وارد شد . معاویه برای اینکه بلکه بتواند با یادآوری کردن داغ فرزندان عدی او را وادار کند که درباره علی ( ع ) مطابق میل معاویه حرفی بزند به او گفت : " أین الطرفات ؟ " ( پسرانت طرفه و طریف و طارف چه شدند ؟ ) . عدی با کمال متانت و خونسردی گفت : " قتلوا بصفین بین یدی علی بن أبیطالب ( ع " ( در صفین پیشاپیش علی شهید شدند ) . مخصوصا کلمه " پیشاپیش علی " را اضافه کرد که رضایت و افتخار خود را برساند . معاویه گفت : " ما أنصفک ابن أبیطالبإذ قدم بنیک و أخر بنیه " ( علی درباره تو انصاف را رعایت نکرد که پسران تو را پیشاپیش جبهه فرستاد تا کشته شدند و پسران خود را در پشت جبهه نگه داشت که زنده ماندند ) . عدی گفت : " بل أنا ما أنصفت علیا